مراد على شمس

394

با علامه در الميزان ( فارسى )

دسيسه شد آنقدر ماهرانه دسيسه شده كه از اخبار واقعى خود ما قابل تميز نيست ، و خبرى هم كه ايمن از جعل و دسيسه نباشد قابل‌اعتماد نيست . « 1 » س 375 - آنچه كه باعث شده برخى محدّثين به نقصان و تغييرات در قرآن و حتى برخى سور از قبيل « خلع » « 2 » و « حفد » « 3 » اعتناء كنند چيست ؟ ج - محدّثينى كه چنين اعتنايى دارند ، به خاطر تعصّب و تعبّد شديدى است كه نسبت به روايات دارند و در تشخيص صحيح از مجعول آن و در عرضه داشتن احاديث بر قرآن كوتاهى مىكنند و اگر اين تعصّب و تعبّد نبود ، كافى بود در يك نظر حكم كنند به اينكه ترّهات ( سخن‌هاى بيهوده ) مذكور جزو قرآن كريم نيست . « 4 »

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 161 و 162 . [ با تصرف ] ( 2 و 3 ) . اين دو سوره كه به چند طريق از طرق اهل سنت روايت شده است صرفا در اينجا آورده مىشود تا زحمت خواننده را جهت مراجعه به كتب ديگر كم كرده باشيم : * سورهء خلع چنين است : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم انّا نستعينك و نستغفرك و نثنىّ عليك و لا نكفرك و نخلع و نترك من يفجرك . * و سوره حفد چنين است : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اللّهم ايّاك نعبد و لك نصلّى و نسجد و اليك نسعى و نحفد نرجو رحمتك و نخشى نقمتك انّ عذابك بالكافرين ملحق ( ر . ك : الاتقان ، ج 1 ، ص 65 . ج 2 ، ص 26 ) . ( 4 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 166 و 167 . [ با تصرف ]